تبليغاتX
عشق تنها

قالب پرشین بلاگ


عشق تنها
دوستت دارم
نويسندگان
آخرين مطالب

عـــــــشــــــــق!

  • عـــــــشــــــــق!
  • عاشق                           عاشق تر
  • نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق
  • @@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@
  • امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه
  • فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم
  • عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت
  • نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
  • حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي
  • سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو
  • طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي
  • باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته
  • بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از
  • رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
  • گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
  • گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
  • به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
  • گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
  • تو مي ميرم ، ولي
  • تا لحظه مردن
  • نمي گيرم
  • دل از
  • تو



[ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 ] [ 18:44 ] [ محمد ]


1- مي دونين فرق خانمها با آهن ربا چيه؟..... آهن ربا حداقل يک روي مثبت داره

2- خانمها مثل راديو
هستند..... هر چي ميخوان ميگن ولي هر چي بگي نمي شنوند

3- خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد

4- خانمها مثل رعدوبرق هستند .....
اول برق چشماشون ميرسه بعد رعد صداشون

5- خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ
ميشن

6- خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقيقه مدارا کنيد چنان سفت و سخت ميشن که ديگه حالتي نمي گيرند.

7- خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه

8- چرا خانمها نمي توانند نقشه بخوانند/ ..... براي اينکه فقط ذهن مرد هستش که ميتونه تجسم و درک کنه که يک کيلومتر با يک سانتي متر نشون داده شده

9- خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موصوعي بک فايل اطلاعاتي دارند

10- خانمها مثل فلزياب هستند ..... از نزديک طلافروشي که رد ميشن عکس العمل نشان ميدن

11- خانمها مثل موبايل هستند هر موقع کار مهم داريد در دسترس نيستند


[ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 ] [ 18:43 ] [ محمد ]

کسب اجازه.........

اجازه هست که عشقتو تو کوچه ها داد بزنم...؟

 


رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم...؟

 


اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم...؟

 


ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم...؟

 


اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه...؟

 


بهت بگم عاشقتم, دوستت دارم یه عالمه...؟

 


اجازه هست بهت بگم عشق تو, توی سینه امه...؟

 


اجازه هست نگاهتو توی خاطرم قاب بکنم...؟

 


چشمی که بد خواهمونه, به خاطرت خواب بکنم...؟

 


اجازه فریاد بزنم:توی قلبمی تا به ابد...؟

 


اجازه هست کنار تو به اوج ابرا برسم...؟

 


دست تو توی دستم و برم به فردا برسم...؟

 


اجازه هست دریا بشم, کویر رو پیمونه کنم...؟

 


تو صدف دلم بشی, من توی دلت خونه کنم...؟

 


اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم...؟

 


بایک نگاه بی ریا روی غم رو سیاه کنم...؟

 

 


اجازه هست....................؟؟؟؟

[ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 ] [ 18:42 ] [ محمد ]

دخترا رو چگونه اناليز ميكنيد؟

امروز می خوام در مورد دوست و دوستی حرف بزنم نمیدونم چقدر با دختر هایی که عاشق هم جنس خودشون میشن(البته نه از نظر جنسی) برخورد داشتید اما من امروز یه چیزی رو توی مدرسه مون دیدم که واقعاعصبانی و متاثر شدم من خودم به شخصه به داشتن دوست کاملا معتقدم یعنی فکر میکنم ادم به یه دوست برای هر دوره از زندگیش نیاز داره اما اصلا حس خوبی نسبت به این کارا بچه گانه ندارم

 من یه دوستی دارم به اسم عسل که فوق العاده براش احترام قائلم این دوستم عاشق یه دختر شده که این دختر توی مدزسه مونه ذختر بدی هم نیست یک روز دیدم عسل داره مثل ابر بهار گریه می کنه رفتم جلو و دلیل گریشو ازش پرسیدم  اونم جواب داد که به دلیل بی محلی هائیه که سمیرا به ش میکنه راستش اولش خیلی برام مضحک بود اما بعدش با هم صحبت کردیم چند تا راه حل برای مشکلش پیدا کردیم که تا الان بدردش خورده 

امروز دیدم که عسل بعد از دو روز غیبت اومده مدرسه رفتم جلو بعد از سلام احوالپرسی ازش پرسیدم ک چه خبر چرا این دو روز نیومده بودی مدرسه  در کمال ارامش و بی تفاوتی فقط به من گفت بابام سکته قلبی کرده بود و توی بیمارستان بود نتونستم بیام و من برق از  سه فازم به صورت اساسی پرید

حالا ازساعت هشت صبح تا حالا به صورت ناجوری توی بهتم که پدر ادم مهمتره یا یه دختر ناشناسحس ميكنم اكثر دخترا كربه صفت و نمك نشناسند و حرمت نون و نمكو نميدونند

دلم از همه پره  از بچه های بی چشم و روی کلاسمون بیشتر نمیدونم اما به این نتیجه رسیدم که هیچ موقع و هیچ موقع توی زندگیم دوست واقعی نداشتم و کلا دور و برم رو توی مدرسه ادم های گربه صفت گرفتند از همیشه تنها ترم حس میکنم بجر خانوادم هیچ کس دیگه ای نیست که براش مهم باشم۱
نميدونم وا قعا خسته ام و داغون و تنها

از وجود همتون البته اگر كسي به اينجا سر بزنه ممنونم

[ دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ] [ 15:56 ] [ محمد ]
[ دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ] [ 15:46 ] [ محمد ]
[ دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ] [ 15:43 ] [ محمد ]


تو رو تو گریه می بوسم ، تو رو که غرق لبخندی
رو این حالی که من دارم ، چرا چشماتو می بندی
بذار این آخرین روز رو تمام باورت باشم
بذار فردا تو این خونه ، تو آغوش تو پیدا شم
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری
نمی دونی چه آشوبم از این آرامش خونه
از این رویای شیرینی که می دونم نمی مونه
چه قدر این حس من خوبه ، همین که از تو می میرم
همین که هر نفس امشب ، هوامو از تو می گیریم
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری
نمی دونی چه آشوبم از این آرامش خونه
از این رویای شیرینی که می دونم نمی مونه
چه قدر این حس من خوبه ، همین که از تو می میرم
همین که هر نفس امشب ، هوامو از تو می گیریم

....

[ دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ] [ 15:42 ] [ محمد ]
[ دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ] [ 15:42 ] [ محمد ]
عکسهای طنز و خنده دار
[ دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ] [ 15:40 ] [ محمد ]
 
نام: آواره...

شهرت:سرگردان...

شغل:گدای محبت...

نام مادر:چشم انتظار...

نام پدر:سلطان غم...

جرم:به دنیا آمدن...

محکومیت:زندگی کردن...

مدت گذشته:۲۰سال...

تاریخ آزادی:مرگ...

تلفن:آه و ناله...

آدرس:شهر بی مهری-چهار راه انتظار-خیابان سوزوگداز-کوچه: نامردی-پلاک:تنهایی
[ دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ] [ 15:39 ] [ محمد ]
درباره وبلاگ

من محمد هستم این وبلاگ رابرای تنهای هام ساختم این وبلاگ عاشقانه هست پس عاشقا به این وبلاگ سر بزنند من متولد 1372 مهر ماه هستم لطفا نظرات خودتونا بگید و تبادل لینک هم میکنم جوان بودم ندانستم که عشق چیست حالا که پیرشدم فهمیدم که عشق کیست عده کردم که به تو سر نزنم
برسم تا دم در ..در نزنم

قول دادم به غزل های خودم
زل به چشمای تو دیگر نزنم

مطمین باش خیالت راحت
گله ای از تو به دفتر نزنم

این چه رسمی است که باید یک عمر
حرف خود را به تو اخر نزنم

برو ای عشق برو تا اینکه
روی دستان تو پرپر نزنم میون ما دو تا مجرم ؛ به کی حبس ابد میدی …

دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه

هرچی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر میشه

ولی اگه رفتی جای پات برای همیشه میمونه


من نه عاشق هستم
و نه محتاج نگاهی که بلغزدبر من
من خودم هستم و یک حس غریب که به صدعشق و هوس می ارزد

سكوتم را به باران هديه كردم
تمام زندگي را گريه كردم
نبودي
در فراق شانه هايت
به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
 عشق تنها

عشق تنها

دوستت دارم

<-PostTitle->

<-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor-> 

 

آمار سایت

قالب وبلاگ